تبليغاتX
...:::Masihaye Biganeh :::...
...:::Masihaye Biganeh :::...
مدرسه وب ، ماکرومديا قالب هاي وبلاگ آماده دايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيان پرشين وبلاگ
جشنواره یار دبستانی من
 

 

دوستانی که اشتباها به این آدرس دعوت شده اند برای خواندن پست جدیدم  به آدرس زیر مراجعه فرمایند:

 /

www.40o8.blogfa.com

 

 

انجمن آفرینش های ادبی ناژوان  اولین انجمن شعر دانش آموزی در سراسر

ایران  است که توانست به صورت خود محور  کار خود را آغاز کند .

این انجمن که به کمک دوستان عزیزم رضا طبیب زاده و امیر میرزایی

تاسیس شد با وجود مدت زمان کمی که مشغول به کار کرده است توانسته

  شاعران خوبی را به جامعه ی ادبی شیراز و ایران معرفی کند .

انجمن آفرینش های ادبی ناژوان بیشتر وقت خود را در اختیار ارئه ی

کنفرانس های به روز در مورد شعر  و ادبیات و کارگاه های شعری گذاشت 

بلکه  دچار ویروس های رایج شب شعرها و ... نشود و خوشبختانه  تا به

حال نتیجه ی خوبی هم گرفته است.

به امید اینکه روزی تمام دانش آموزان ایران بتوانند به حقوق خود دست پیدا

کنند.

 

 

 

پژوهش سرای رازی (شیراز )برگزار می کند:

 

یار دبستانی من

 

بزرگترین جشنواره سراسری شعر دانش آموزی

www.yaaredabestani.blogfa.com

 

 

انجمن آفرینش های ادبی ناژوان ( زیر مجموعه ی پژوهش سرای دانش آموزی رازی )

قصد دارد اولین جشنواره ی شعر سراسری و صرفا دانش آموزی را برگزار کند.

اختتامیه ی جشنواره ی شعر یار دبستانی من در تاریخ ۷ شهریور ماه در شهر

شیراز برگزار خواهد شد. مسئولین جشنواره امیدوارند این حرکت شروعی برای

حمایت از حقوق دانش آموزان ایران در تمامی زمینه ها باشد.

 

 

 

شرایط و توضیحات:

۱. این جشنواره در سطح دانش آموزی برگزار خواهد شد و حضور تمامی

دانش آموزان (در تمامی سطوح) بلا مانع می باشد.( پشت کنکوری ها هم

دانش آموز محسوب می شوند)

 

 

۲. جشنواره با موضوع آزاد در دو بخش غزل(قالب های کلاسیک و نیمایی)و شعر سپید(انواع شعر بدون وزن ...) برگزار خواهد شد. آخرین مهلت ارسال آثار ۲۰مرداد می باشد و با توجه به برگزاری حتمی اختتامیه در هفتم شهریور ماه مهلت ارسال آثار تمدید نخواهد شد.

 

 

۳. حداقل تعداد آثار ارسال شده ۳ عدد و حداکثر ۵ عدد میباشد

( دانش آموزانی که قصد دارند در هر دو بخش غزل و سپید شرکت

کنند باید از آثار خود در هر بخش ۳ اثر ارسال کنند)

 

 

۴. دریافت آثار از طریق اینترنت انجام خواهد شد . دانش آموزان

عزیز آثار خود را به صورت فایل .... شده به آدرس زیر ارسال فرمایند:

( ارسال شماره تلفن همراه یا منزل و توضیح مشخصات فردی اعم از سن مقطع تحصیلی و

محل اقامت ضروری می باشد.)

- دقت فرمایید آثار ارسال شده نباید هیچ گونه غلط تایپی داشته باشد بدیهی است در صورت

وجود این اشتباهات آثار به همان صورت داوری می شود.

 

 

۵. آثار ۳۰ نفر از افراد برگزیده در اولین مجموعه شعر دانش آموزی

به چاپ خواهد رسید و از هر ۳۰ نفر برگزیده برای شرکت در مراسم

اختتامیه دعوت به عمل خواهد آمد و به ۱۰ نفر از برگزیدگان مذکور

تندیس جشنواره و جوایزی اعطا خواهد شد.

(هزینه ی رفت و آمد برگزیدگان جشنواره به عهده ی برگزار کنندگان جشنواره می باشد)

 

 

۶. در انتخاب داوران جشنواره علاوه بر آشنایی ایشان با شعر امروز و داشتن

پیشینه ی قوی ملاک برتر را جوان بودن آنها قرار داده ایم تا ارتباط بین

شرکت کنندگان و داوران نزدیک تر از بقیه ی جشنواره ها باشد

داوران بخش غزل: ۱ . فاطمه اختصاری ۲ . محمد حسینی مقدم 

 ۳.حسین میرزایی.

داوران بخش سپید : به زودی علام خواهد شد.

 

مسئولین جشنواره ضمن آرزوی موفقیت برای تمامی دانش آموزان عزیز

امیدوارند با حمایت تمامی هنرمندان آغاز گر راهی برای پیشبرد اهداف

متعالی تمامی دانش آموزان هنرمند باشند.

لینک


آوریل بی رحم ترین ماه هاست
 

 

 

 

باز  هم باید نوشت حتی اگر سالها تند به تند عوض شوند حتی اگر پدرم بگوید به جای اینهمه کاغذ و خودکار اگر زمین خریده بودم الان ملیاردر بودم حتی اگه آقای ایکس بگه شعرت به درد  پاک کردن شیشه های توالت میخوره  و هزاران حتی و اگر و شاید دیگر

امیدوارم و مطمئنم که دوستانم این سال را هم شاعرانه آغاز کرده اند و شاعرانه به پایان میرسانند هرچند با غم و فکر ....

 

 

 

 

من و سید مهدی موسوی :

 

 

شاید این تنها مطلبی از وبلاگم باشه که هیچ وقت دوست نداشتم نوشته بشه اما چه می شود کرد وقتی...

مطمئن باشید حرف های دیگران (مخصوصا وقتی با هیچ منطقی همراه نیست) اصلا برایم مهم نیست اما گاهی اوقات از  اونهایی که دوستشون دارم چیزهایی رو       می شنوم  که دلیلی بر اینه که نه من رو می شناسند و نه آقای موسوی رو...

من بارها اعلام کردم که تا قبل از جشنواره ی غزل پست مدرن حتی ایشون رو ندیده بودم و فقط از طریق شعرهاشون می شناختمشون این ها رو گفتم که بگم  چون سید مهدی موسوی در  سبک خاصی می نویسد به این ژانر علاقه پیدا نکردم  و درواقع   هر کس دیگری می تونست جای ایشون باشه (بگذریم که بر خلاف گفته ی خیلی  ها  شخصیت شاعرانه ای دارند و من هم برایشان احترام زیادی قائلم)

بنده صراحتا اعلام میکنم که شیفته ی شعر های مهدی موسوی هستم و همونقدر که کتاب فروغم رو میخونم شعر های فرشته ها خودکشی کردند رو هم میخونم

اما اونطور که دوست عزیزی گفت خودباخته ام نهههههههههههههه نیستم

در ضمن این مطالب فقط و فقط  برای رفع سو تفاهم هایی بود که بی جهت پیش آمده بودند و ....

 

 

باید برای شعرم نیما باشم :

 

 

اصلا نمی دونم این جمله رو قبلا جایی شنیدم یا نه ، خودم الان این در فشانی رو انجام دادم اما باید بگم که سخت به این جمله ایمان دارم

فکر میکنم بعد از نیما اگر کسی شعر بگه و باز هم به فکر ساختارهای  سوخته ی گذشته  باشه .......... می شود

این اعتقاد قلبه منه و امیدوارم بتونم در شعرهایم پیاده اش کنم

 

 

 

محسن رضوی کوچید

 

 

محسن رضوی عزیز به خاطر  مشکلات عدیده ی پرشین بلاگ شعر خانه ی قبلی رو ترک کرد و به آدرس زیر پیوست  از این به بعد میتوانید شعرهای همیشه شعرش را در  اینجا بخوانید:

 

www.rahyad.blogfa.com                                               

 

 

 

 

نمی خواستم به روز کنم اما :

 

 

روزی در جایی میخوندم که (چه چیز را دشوار می توان  پنداشت؟ آتش را که در روز دود خبر از راز نهانش میدهد  و در شب شعله هایش پرده دری می کند.... آنچه دشوار تر پنهان میشود شعر شاعر است زیرا شاعر که خود دل در بند سخن خویش دارد ناچار جهانی را شیفته ی  آن می خواهد لاجرم آنقدر برای کسانش میخواند و تکرار میکند خواه سخنش را بر دل نشیند و خواه جان بفرساید همه آن را بشنوند و در خاطر نگه دارند) بعد کلی خندیدم و گفتم چه مسخره

یعنی می خواستم تا  ده تیر به روز نکنم ولی گفتم به خاطر چیزی به مسخرگی کنکور.......اما باور کنید آوریل بی رحم  ترین ماه هاست مخصوصا اگر دو ماه بعدش کنکور داشته باشی

حال کمی شعر بخوانید و نقد کنید تا جانتان بفرساید!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

شعری میان یک تخت با شیب 48 درجه:

 

 

 

 

شبیه طرح پتو بی تن تو بی / مارم

«پر از ستاره ام اما » هنوز بی... دارم

به هیچ می بردم این اتاق تخت آلود

به جای خالی تو در تنی که ... تب دارم؟

بیا بمان گلکم تا ... -تو رو خدا بس کن

همیشه گریه کنی خب  - که چی ؟ که ناچارم ؟

از این جهان گه لعنتی که چیزم کرد

دلم گرفته و از گریه هام بیزارم

تو نیستی که ببینی شب از تو کم شده است

که رگ به رگ شده حسی میان شلوارم

لبم به یاد تو در خواب خودخوری می کرد

و سقف سر میرفت از هوای دیوارم

گناه می کنمت در سیاه نت هایم

به عشق می پاشد طعم تند ادرارم

که تف به این همه بی تو ترانه ی مسموم

که گاز می گیرد ریتم تند گیتارم

برقص در عطشم ذره ذره آبم کن

بکش تو دامن خود را به خواب گلدارم

تشنج تن تختی که ... تق تتق تق تق

حضور زهر لبت در گلوی سیگارم

کسی بغل کرده یک لباس خالی را

و خواب رفته خودش را میان افکارم

و روی تخت نوشته سپید حجم تو را ... 

 

 

بانوی من

به جای خواب هایی که  ندیدمت

قطره قطره

می پست مدرنمت

 

 

                              

 

 دوستتان دارم تا مرگ غزل

 

 

 

 

لینک


گم شدم به همین راحتی...

 

 

 

من باردارم اما بارم از سنگ سخت است

بانوی شیشه ای

جایم مگذار تا نشکنم

 

 

 

 

سلام به تمام دوستان عزیزم

باور کنید که این دیر به دیر اومدن ها کردن ها تقصیر خودم نیست

گم شدم و فعلا هم نمیتونم بیام تا بعدها( این زمان دقیقا با زمان پیدا شدنم برابری میکند)

این شعر هم که فقط یک کار احساسی و خودم اصلا نمیدونم ضعیفه یا قوی

تقدیم میکنم به خواهرم که ناب تر از بوسه های مریم است :

 

 

 

غروب ممتد من در سه نقطه ی خالی

دو تا ستاره ی زیبا سه نقطه ی خالی

صدای گریه ی اشکم(شکسته بغض دلم)

چکیده روی نفس ها سه نقطه ی خالی

درون لایه ی چندم دوخط به چشمانت

زمین که میخورم اما سه نقطه ی خالی

نیاز بغض مرا بهتر از تو می فهمند

ترانه های سراپا سه نقطه ی خالی

همیشه در دل معنا شبیه شک هستی

تویی بهانه ی ده تا سه نقطه ی خالی

برای گفتن  تو واژه ها چه کم آمد

چه حرفها که شد اینجا سه نقطه ی خالی

نمی شود که تمام غزل همین باشد

که هی تو گریه کنی ما سه نقطه ی خالی

نیامدی به سراغم بهشت من گم شد

بهشت گم شد و دنیا سه نقطه ی خالی

تو رفتی از شب من مرد وزن افکارم

ردیف و قافیه حتی (...)

 

 

 

شاید مرگ تنها اتفاقی باشد که تکرار میشود اما کلیشه ای نه:

علیرضا نسیمی هم رفت/ پرکشید/راحت شد/تموم شد/چهره در نقاب خاک کشید

مهم نیست مهم اینه که الان جناب آقای علیرضا نسیمی مرحوم نسیمی شده

به همین سادگی(راستی با کدوم سادگی)

حتی یک بار دیدن هم برای شناختنش کافی بود و رفتنش خیلی غم انگیز

امیدوارم خدا اگر صلاح دونست بیامرزدش 

 

 

 

 

دوستان عزیز تا مدتی میخوام فقط بر روی کارهام فکر کنم(یعنی نیستم)

اما یک خبر

مجله ی ایرانشهر  باز هم اومد تا در فقدان اطلاعات و انزوای غزل پست مدرن در نشریات و ...

در کنار همین فردا بود به این ژانر بپردازد

این ماهنامه  در تمامی شهر های ایران نمایندگی دارد در شیراز هم توسط بنده یا خانوم هدیه 

مهاجر میتوانید ایران شهر رو تهیه کنید 

دوستان غیر شیرازی هم به این وبلاگ (آقای رضا پارسا) مراجعه کنند

تا ایشون راهنمایی تون کنند

http://sheremaryam2.blogfa.com/

 

 

  دوستتان دارم تا مرگ غزل

لینک


من هنوز هم شاعرم...

 

 

باز هم سلام

فقط به نشان اينكه بدونيد زنده ام . يعني در واقع هيچ مشكلي ندارم جز كنكور... به هر حال به روزم وشاد از اينكه دوستاني چون شما دارم ...

 

 

و اما يك خبر :

مطمئنا تمام دوستاي شاعر مجله ي همين فردا بود رو خوندن.

خبر من مخصوص دوستاي غير شاعر و البته شعر دوست هست كه در مورد اين  دوماهنامه هنوز چيزي نميدونن

وظيفه ي خودم ديدم كه  ( همين فردا بود ) رو به شما معرفي و البته پيشنهاد كنم.

مطمئنا بهترين (تنهاترين) گزينه براي شناخت خوب  شعر امروز همين مجله ست

براي اطلاعات بيشتر و شرايط اشتراك با مجله ميتونيد به وبلاگ غزل پست مدرن ( آقاي سيد مهدي موسوي در پيوندهاي من ) سر بزنيد.

 

 

 

امیدوارم از اولین عاشقانه هایم لذت ببرید :

 

 

 

 

قدم بزن شب تن را و فكر كن خوابي

بخواب تخت مرا روي حسرتي آبي

گناه در شب من شد به حرمتت بي/دار

برقص بر نفسم شعر، روز مهتابي

نگاه من ته سيگار، دود شد چشمم

تزلزل تن اسپرم آن سر لابي

وگيج مي روي ام در فضاي اين خالي

[من از توام ... تو چرا نه] و شب شد و ما بی 

 

صداي هم سگ و سردیم و زود ميمي‍ ... نه

هنوز گرم تو هستم... و زنده در قابي

ببوس از لب لالي كه خواندلالايي

بخيس متن مرا در ... خودت كه مردابي

ميان رفتن و رفتن فقط يكي... يا تو

هواي چرت تنت را به شعر مي تابي

 1                                 

                               

تمام مي شودم اين غزل در اين تكرار

[كه سنگ دست شيشه] و ... تو فكر پرتابي

 

 

             دوستتان دارم تا مرگ غزل...

 

 

وبلاگ  دوست عزیزم آزاده بشارتی به روز است  ( کنکور و هزار کم وقتی...) حتما به شاعرانه هاش سری بزنید.

 

 

http://www.aziloo.blogfa.ir 

                                   

 

 

 

   

 

لینک


غزلی که برایش گریستم...
                    

 

                 قلبم در انفصال ثانیه ها عاشقانه می دود

                       تا بگوید برای رفتن تو  هیچ وقت زودها

                                   دیر نمی شود

                                   دقیقه ی ۴۸ :

     چقدر این روزها دستهایم برای دیدن چشمهایت کوتاه شده

                           بیا تا تو را شعر شوم

      بیا تا بفهمی چه میعاد گاه نابی ست انفصال ثانیه ها

                            برای عاشقی کردن

                     بیا تا بفهمی در میان غزلم

                 برای آمدنت هیچ گاه دیر نیست....

 

 

سلام اگرچه دیر اما آمدم پس بودنم را باورم کن...

برای تمامتان چند نفس عشق یک غزل دلخوشی و یک کفن فراموشی آرزو می کنم...

در این وانفسای قلمبه نویسی :نقد یادتون نره لطفا

 

 

                                فشار آرتروز به جیب مادرم٬ اجاره ی نفس در این فضای تنگ

       شکستن شعار ایده هایISM میان شیشه خوار عقده های سنگ

      فرار آبروی چشم مادرم: و گریه و ...و گریه و.../ فقط همین

    گسستن خیال رشته های ما و مردن پدر میان دود بنگ

    شکنجه ی هویت کبوتری به جرم بی درختی زمان من

    اجاره خانه ای که ما ... و برده شد وسایلم به قصه ای پریده رنگ

   حضور گیج واژه ی دموکراسی که قد ما نمی رسد به دیدنش

    زنی گرسنه(جستجوی حق خود): و پخش خاطرات خوب قلب جنگ

نگاه گرگ با شرف که می خزد به پیچ و تاب ذهن خواب مادرم

 که پول پیش و خانه ام فدای تو و حرص جنسی تنش (هوای منگ)

بکارت عظیم عشق مادرم تجاوز رقم به عمق معده ام

قبول مردن حیا برای ما  حکایت مسابقه و پای لنگ

و حس بکر مادرم که فاحشه که مریم تمام قصه های ماست

که قهرمان این غزل برای من نماد عشق برای تو نماد ننگ

 

                                                                            دوستتان دارم تا مرگ غزل

 

 

لینک


تو از دیدنی ها بگو من از نا دیدنی ها
                      

 

               می دود بر رگ من تیغ چنان دیوانه

                که نه تردید نه ترس نکند فرصت آه

         می رسانند مرا وسوسه ها تا ته یک واژه ی خواب

                    که سرآغاز نیاز قلم است...

                               می رسانند مرا تا غزل مرگ خدا

 

باز هم سلام به تمام دوستان عزیزم

امیدوارم دیر به دیر آپ کردن منو به زود به زود آپ کردن خودتون ببخشید . متاسفانه

من در شهرمون در هیچ انجمنی شرکت نمیکنم و مجبورم منتظر نقد  تمام زوایای

کارم بمونم (  بیشتر یاد بگیرم ). از همه تون ممنونم به خاطر این همه لطفی که به

بنده دارید.

امیدوارم از این کار  لذت ببرید.

 

 

 

 داستان مردی  که هر چه کور تر شد بیشتر دید :

 

 

       

        می جود چشمان من را ٬ می شود فریاد تصویری که : نیست
         انتقام کور من از لا ش خورها می .... / نزن : فرمان ایست

                  کودتای عکس یک زن در غروب رنگهای زندگی
     جوشش تن در سیاهی ٬ سرد شد ٬ این سوز من از ساز کیست؟

                پشت سر/گرمی فرا تر از حدود الکل تصویر : هیچ
                هیچ جز خط خورده های عاشقانه٬ آخر آواز لیست

                هق هق فلسفه ی من در میان واژگان یک ادیب
            مرگ بر بی بالی سلول فردا ... میله های درس زیست

                 سنتز کوریدن من ... دید باز ... لرزش مفهوم بید
            چشم بستن بر غریزه تا بهشتی جاودانه : سادگیست

             چشمهایم می دود , او می جود ... مفهوم خام تیرگی
          - زندگی کن تا نبینی/ راستی آن ساعت خاموش چیست؟

 

                                                 دوستتان دارم تا مرگ غزل ...

لینک


شعرهایم دارند پوست می اندازند
 

 

دلم گرفته از این واژه های قرون وسطایی

             رنسانس اندام تو را خواهم

                      دقیقه ی ۴۸ است تمامی لحظه

                           میان این همه عاشق

                                   فقط تو را خواهم

 

سال اول دبستان بود کلاس بزرگ بود :یک اتاق پنجدری . روشن بود . بیرون پاییز بود و دست ما به پاییز

نمیرسید . شکوه بیرون کلاس بر ما حرام بود ... نمی شد سر بلند کرد تماشای آفتاب تخلف بود ٬ دیدن 

کاج جریمه داشت ... تخته ی سیاه بد جایی بود روی چند شیشه را گرفته بود ٬ نصف یک درخت را حرام

کرده بود ...  نوشته های رو تخته خوب دیده نمی شد و برگ مرگ خوانده میشد

 

امروز به جنگم با مردی با عقده های یک کودک شاعر و این شعر شاید سرآغاز پرواز من به کودکی های به دار آویخته ام باشد...

 

 

                           کودکی هایم میان دفتر مشقم زمین خورد و شکست

                               در هجوم جمع مرموز ریاضی آرزوهایم گسست

                        مشق هر شب:حکم تفریق من از احساس بی پایان من

                      حرمتی در هم شکسته... یادم آید دشنه ای در متن دست

                              کوچ تلخ فصل گرما ٬ یورش زرد خیانت های برگ

                       تخته های روسپی شد آسمان ما عروسک های مست

                            خط قرمز ... خط محدودیت رویای یک شاعر شدن

                        کاهش حجم خدای ذهن من در آن دبستان های پست

                          نقش یک خط مورب بر نیاز چشمهایم ... مرگ رنگ

                       ذبح فردایی رمانتیک با گیو تین ٬ ضجه ای منطق پرست

                        مانده بر افکار من حرکات خشک دست او ٬ اما هنوز

                           نمره های صفر یاغی قاتل پرواز صد پروانه است

                      من هنوزم کودکم با عقده های شاعری بی دست و پا

                      یک دروغ پوچ و واهی .... آه بازم واژه هایم ته نشست

لینک


 
سلامی به وسعت یک شعر سهراب
به قداست واژه و هر آنچه شما عشق مینامید....
تمام این تلاشها بهانه ایست برای حضور شما که همواره برای ما موجب دلگرمی است
ارتفاع حقیر بلند پروازی هایت
بر ریشه ی جانم تیشه میزند
ودر هر نگاه تو را میبینم
که در اندیشه ی نزول ابدی خود هستی
با تو هستم ای عاشق
مرا ز چه رو میترسانی
وصل یا هجر ؟؟؟؟
دوستتان دارم تا مرگ غزل

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو موضوعی
غزل

شعرهای نو

آرشیو وبلاگ
تیر 1387
فروردین 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385

پیوندها
خودم ...
غزل پست مدرن
عاشقانه هاي يك قاتل
فاطمه اختصاري
ليلا اكرامي
مونا زنده دل
هدي قريشي
زهرا معتمدي
الهام ميزبان
زهره جعفر زاده
نازي معروفي
ارتش دريدا
محسن رضوي
ناما جعفري
مهدي معارف
مقداد
تراوشات ذهني يك ابله
امير حسين نيكزاد
زهرا رئيس السادات
عبدالحميد رحمانيان
فاطمه قائدي
امین احراری
وحيد نجفي
پريا تفنگساز
رضا نيكوكار
ياسر قنبر لو(پدرام)
آزاده بشارتي
راحیل حسینی
رضا پارسا
سیاهه ها و سپید ها
کیوان براهنگ
رویا ابراهیمی
داود ملک زاده
رز شب شعر
زهرا اسماعیل زاده
محمد مبلغ الاسلام
مرتضی پارسا
سیاهه ها و سپید ها
مونا شجاعی سعدی
مهناز
مریم
محمد حسینی مقدم
انجمن مجازی
حمید سهرابی
شهرام میرزایی
فدروس ساروی
محمد ارثی زاده
صدیقه ی حسینی
عمران میری
رامين خسروي
بهزاد بهادري
امیر میرزایی
رضا طبیب زاده
ندا هدایتی فرد
مريم هاشم پور
آرش معدني پور
اميد بلاغتي
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
فروشگاه اینترنتی
:: طراح قالب::

پیوندهای روزانه
غزل ست مدرن
آرشیو پیوندهای روزانه
موزيک

  RSS  
پرشین وبلاگ